تو رها و خوشحال باش تو که همیشه عادت کرده ای به آماده خوردن راحت باش. مقصر منم که اشتباهی فکر میکردم تو مردی. فکر میکردم به معنای واقعی انسانی.اما خب آدمیزاد جائزالخطاست و من مسئول خطای خودم هستم. نه که تو خطا کنی و هزینه هایش را من بپردازم!

تو که در 40 سالگی حتی نمیدانی چه میخواهی و برای خواسته ات چه باید بکنی! در سایه پناهگاه مطمئنی که داری احتمالا آگاهی های 16سالگی را در 66 سالگی خواهی یافت و احتمالا دیگران همچنان باید هزینه بدهند تا شعور تو رشد کند!

حالا خوب فهمیدم معنی کلیشه رایج این روزها رو. اینکه نسل مردان مرد، مردان مسئولیت پذیر، مردان زحمت کش و وظیفه شناس، مردان با اخلاق و پایبند، مردان دلسوز و محترم ...نسل پدران ما منقرض شده

بیخود نگفته اند آدمِ ماندن راهش را پیدا میکند و می ماند و آدمِ رفتن در جستجوی درزی برای گریختن است. خوب بود باور کنم تو بی اراده و بی عرضه ای نه محترم و متین. البته که آزموده را آزمودن خطاست و اعتماد به رشد موجودات ِ اسیر ذهنیتهای غلط و امید به تحول در شخصیتهای متزلزل هم خطاست. شاید به اندازه کافی باهوش نبودم و گذاشتم باز هم بازی ام بدهی. البته که برای درک بازیها و ترفندهای آدمهای ضعیف و بی اراده باید باور کرد که دروغگویند و بی کفایت... که من باور نکردم. انقدر احمق بودم که ایمان داشتم به صداقتی که صداقت نبود و انقدر احمق بودم که نفهمم چقدر خودخواه و بیشرمی...

صبوری کردن با موجودات سست عنصر و امیدِ دلسوزانه به اصلاحشان تنها ثمره اش سرخوردگی و درماندگیست و چون وجدانی برای شرمندگی ندارند سرشکستگی و خجالتش هم مال شماست

/ 1 نظر / 5 بازدید
محسن

سلام من نمیدونم چرا این همه سال طول کشیده تا تو این نامرد رو بشناسی؟