یکی میگفت چرا از خوشی ها ننوشتی نمی نویسی، گفتم توو روزگاری که خوشی هست همه هستن، دوست هست مهربانی هست، وقتی درد داری کسی نیست، همدل و همدرد میخواهی کسی نیست، دوست می خندد دشمن می خندد، دوست طعنه می زند دشمن میخندد، دوست سرزنش می کند دشمن میخندد، دوست نمک میپاشد دشمن میخندد، دوست عذاب می دهد دشمن میخندد، دوست نمیخواهد دوست باشد و دشمن میخندد، وقتی درد داری تنهایی و وقتی درد نداری هم تنهایی، شاید هم این حجم تنهایی برای این است که آنکه همه کست بود دیگر نمی خواهد که باشد

/ 1 نظر / 6 بازدید
بلاكفاى من

از خوشى ها هم خواهى نوشت[لبخند]برايم دعا كن من هم براى تو